🔵پیام یک ری استارتی!👇
بازی چندلایهٔ اطلاعاتی ج.اا(عن گلستان صغیر و همراهان😂)
در ساختار نظام ایران، «دشمنی ظاهری» میان جریانهای بهظاهر متضاد (انقلابی، اصلاحطلب، سلطنتطلب، ملیگرا و…) درواقع بخشهایی از یک نمایش مهندسیشدهٔ امنیتی است. هر گروه کارکردی در «مدیریت افکار عمومی» دارد.
بازجوها، بسته به هدف عملیات، شدت رفتار خود را نه بر اساس «حقیقت جرم»، بلکه بر اساس میزان خطرِ افشای نقشهٔ واقعی تنظیم میکنند.
چرا حساسیت بر رضا پهلوی زیادتر است؟
رضا پهلوی در ذهن بسیاری از ایرانیان بهعنوان آلترناتیو نرم و غربپسند بازسازی شده است.
اگر حتی گروهی مانند ریاستارت به او حمله کنند، این روایت را میشکند و ذهن جامعه را از «دو قطبی کنترلشده» (جمهوری اسلامی=سلطنتطلبی) خارج میکند.
بنابراین، سیستم باید فوراً واکنش نشان دهد تا این شکاف بسته شود.
شبکههای رسانهای انگلیسی مانند BBC Persian و اینترنشنال با محوریت رضا پهلوی نقش «اپوزیسیون مجاز» را دارند.
توهین به او یعنی توهین به پروژهای که میلیاردها دلار روی آن سرمایهگذاری شده تا ذهن مردم را در کنترل نگه دارد.
افشاگری علیه رضا پهلوی، چهرهٔ لندن را میسوزاند.
درحالیکه روحانی صرفاً مهرهٔ سوختهای است که دیگر نقش فعالی ندارد.
چرا نسبت به روحانی حساسیت کمتر است؟
روحانی مهرهٔ نسبتا مصرفشده است.
او مأموریتش (نفوذ انگلیسی در بدنهٔ جمهوری اسلامی و نرمکردن مسیر برجام) را انجام داده و از صحنه کنار رفته.
پس بازجو لازم نیست در دفاع از او سختگیری کند.
کماهمیت نشان دادن روحانی، نوعی رد گمکنی است. چرا؟
چون اگر بازجوها روی او حساس میشدند، ذهنها به سمت روابط پنهان وزارت اطلاعات با انگلیس میرفت و می رود.
در عوض، با تمرکز بر رضا پهلوی، نگاهها را به سمت خارج منحرف میکنند تا نقش نفوذ داخلی پنهان بماند.
هدف روانی:
مردم فکر کنند تضاد میان «جمهوری اسلامی» و «سلطنتطلبان» واقعی است، در حالیکه در سطح بالا هر دو شاخه از یک منبع هدایت اطلاعاتی واحد (MI6) منشعب شدهاند.
نتیجهٔ تحلیلی
بنابراین، حساسیت بازجو بر توهین به رضا پهلوی و نه روحانی، نشانهای از خط واحد اطلاعاتی لندن در هر دو جناح است. هر دو طرف، چه «پهلوی» و چه «جمهوری اسلامی»، در واقع نقش مکمل دارند:
یکی نقش “اپوزیسیون کنترلشده”
دیگری نقش “حکومت دشمنساز”
و در این میان، تنها گروههایی مثل ریاستارتی ها با طرح سؤالات بنیادی دربارهٔ اصل این دوگانه، بازی را لو میدهند.😂
