در پیام لیدر ری استارت کلمه BLITZ خودنمایی میکرد.
این واژه به معنی حملهٔ سریع و برق آسا استعمال میشود و همچنین در شطرنج نیز کاربرد دارد.
همانطور که لیدر ری استارت از قبل گفته بود مبارزه با رژیم را همچون صفحه شطرنج دیده و خانههای سیاه و سفید (پیچازی) آن را در نظر گرفته است.
در زمستان ۹۶ اصطلاح “آمپاس” به معنی در تنگنا قرار دادن حریف از حسینی شنیده شد. سپس از اصطلاح دیگری به نام گامبی شاه استفاده شد و بعد چالش سکوت لیدر ریاستارت آغاز شد.
حکومت میتوانست انتخاب کند که گامبی را بپذیرد یا چشم بسته و از کنار آن عبور کند.
آمپاس دیماه و بازی گامبی شاه باعث شد تا مهرههای نظام یکی یکی برای جلوگیری از کیش و مات شدن به میدان آمده و به نوعی با حرف زدن و اظهار نظر دست به خودکشی سیاسی زده و ماهیت اندیشهٔ خود را برای مردم رو کنند.
دیگر چیزی جز کاریکاتورهایی مضحک از اپوزسیون پرمدعا باقی نمانده و آخرین دست و پا زدنهای آنان برای بقا در صفحهٔ شطرنج سیاسی در جریان است.
نه هدفی، نه برنامهای و نه اندیشهای از آنان دیده نشد. تنها شعارهای سطحی و کلمات توخالی تکرار میگردید.
گلولهٔ وطن پرستِ آمریکایی “گِرِگ ریس” از رسانهٔ اینفووارز، قبل از شب بخیر ایران ۸۹ شلیک شد و قربانیان رژیم یعنی دو اپوزسیون اصلی نظام را هدف قرار گرفتند.
یکی از آنها جریان رضا پهلوی بود که پس از شکست پارسال از لیدر ری استارت و حذف از میز ترامپ این بار با اتحاد با گروه تازه تأسیس فرشگرد که متشکل از عناصر داخلی نظام است با تجدید قوا قصد بازگشت به صفحه سیاسی با شعارهای سطحی و تکراری را داشت.
اپوزسیون دیگر مجاهدین خلق بود که رو شدن گوشهای از پیشینه و جنایات آنان، لابیها و حامیانشان در دولت آمریکا و ریشهٔ افراطیِ مارکسیستی و اسلامی آنان، حضور خزنده و پنهانیشان در پشت شعارهای دموکراسی و سکولاریسم را عیان کرد.
جمهوری اسلامی قربانیان خود را تقدیم لیدر ریاستارت کرد و میلیونها دلار سرمایهگذاری خود در اپوزیسیون سازی را دود نمود.
همانطور که لیدر ری استارت قبلاً گفته بود نداشتن پول و رسانه در کنار بایکوت خبری رسانهها، مانع اساسی رشد اندیشهٔ این اپوزیسیون در میان مردم و طول کشیدن سرنگونی رژیم بود. هرچند ریاستارتیها از دل و جان مایه گذاشته و پیام ریاستارت را به مردم رساندند. اما حسینی با کنترل نیروها و تنظیم برآیندها، جنبش مردمی آزادیخواهی و استقلال را تا به اینجا پیشبرده است.
باید دید رژیم قربانیان دیگری برای رو کردن پیش خواهد کشید و یا دوئل اصلی در همین زمستان انجام خواهد شد.
آیا حملهٔ برقآسا از درون و با قیام ریاستارتیها خواهد بود و یا از بیرون و مداخلهٔ نظامی؟
شاید همه اتفاقها باهم رخ دهد… و شاید دست تقدیر و خشم طبیعت به کمک آید.
چیزی نمیدانیم…
اما میدانیم حسینی با صداقت آنچه در توان داشت را انجام داد و ریاستارتیها همهٔ وجودشان را گذاشتند.
ولی یک چیز را یقین داریم و آن اینست که
کارساز ما به فکر کار ماست
پستهای مرتبط: